ابزارک‌های سخنک منتشر شد

[ad_1]

از این پس میتوانید «سخن روز»، «سخن تصادفی» و «سخن دلخواه» خود بر اساس «دسته بندی و شخصیت های دلخواه» را با استفاده از ابزارک‌های سخنک در سایت/ وبلاگ خود به نمایش بگذارید.

برای استفاده به بخش «ابزارک‌ها» مراجعه کنید:

https://sokhanak.com/widgets

برای نمایش «یک سخن خاص» به سخن مربوطه مراجعه کنید، و با استفاده از گزینه «دریافت کد نمایش»، کد را برای درج در سایت/وبلاگ خود دریافت کنید، همچنین برای دریافت «سخن به صورت تصویری» از گزینه «دریافت در قالب تصویر» استفاده کنید.

برای دریافت «ابزارک مخصوص وردپرس» به مخزن افزونه‌های، سایت رسمی «وردپرس» مراجعه کنید:

https://wordpress.org/plugins/persian-quote-of-the-day-by-sokhanak

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: آفتاب درخشان

[ad_1]

نویسنده: نورما کلاین
مترجم: اشرف منصوری
انتشارات: آموت
سال نشر: ۱۳۹۰

ژاکلین هلتون زن جوان ۲۰ ساله ای هست که در ۱۶ سالگی خانه را ترک می کنه تا با دیوید ازدواج کنه اما زندگی خوبی ندارند اخلاقشون به هم نمی خوره و کیت وقتی می فهمه بارداره تصمیم به جدا شدن می گیره . آرزوی بزرگ زندگیش مادر شدنه توی همون دوران بارداری با سام آشنا می شه و تصمیم می گیرند با هم زندگی کنند و بعد هم جیل به دنیا می آید و همه چیز عالیه اما می فهمند که کیت سرطان استخوان داره زندگی به هم می ریزه و نهایت کیت تصمیم می گیره صداش حرفاش و گفته هاش را برای دخترش به جای بگذاره با ضبط کردنش روی نوار و این کتاب بر اساس اون صحبت ها شکل گرفته .
خانم نورما کلاین که این کتاب را به نگارش دراوردند نویسنده امریکایی هستند که اصولا توی زمینه ادبیات کودک فعالیت دارند. باید بگم کتاب خیلی پرفروش بود بر اساسش فیلمی ساخته شده و ظاهرا توافق برای ساختن یه سریال. قشنگه خیلی ساده است خیلی خیلی ساده شاید از نظر ادبی هیچ چیز نداشته باشه واقعا هیچ چیز اما واقعیه و البته برای من وحشتناک دردناک بود نمی تونم تصور کنم تا چه حد می تونه سخت باشه که مادری بدونه نیست تا توی بقیه روزها بچه اش را هدایت کنه داشته باشدش وحشتناکه…. رفتار مادر کیت به هیچ عنوان برام قابل هضم نبود مگه هست مگه می شه ؟!!!!!

قسمت های زیبایی از کتاب
صحبت کردن درباره ی کسی که عاشقش هستی غیر ممکن است یا درباره اش زیاده گویی می کنی یا از او داستان می سازی.
دیدن کسی که در حال مرگ است باید با مردن فرق داشته باشد . به نظر من در انتظار مرگ بودن جانگدازتر است .
جیل به نظر من بچه ای است مهربان ، نجیب و مسئول . انتظار دارد مردم با او خوب رفتار کنند . نمی توانم این را تصور کنم که زندگی به او بیاموزد که داشتن این صفات غلط است !

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: تنها ابلهان زنده می مانند

[ad_1]

نویسنده: کیت ویلر
مترجم: زهرا تابشیان
انتشارات: آموت
سال نشر: ۱۳۹۴

مگی همراه همسر دومش کارسن راهی امریکای لاتین شده تا به عنوان پزشک به مردم مناطق دور دست یاری رسان باشند. مگی همسرش را دوست دارد ولی آن توجه و احساس عاشقانه را دریافت نمی کند در این بین آنها درگیر مشکلات بومی ها اب آلوده و مبارز مشهوری به نام ویسنته می شوند .
هم زمان زندگی گذشته مادربزرگ مگی یعنی آلتئا را نیز مرور می کنیم که مانند مگی همراه همسرش به کشورهای مختلف سفر می کرده همسر او جانیس زلزله شناس است و آلتئا بعد از مدتی مثل سایق عاشقش نیست و …
کیت ویلر نویسنده امریکایی هست . این کتاب به نظرم معمولی و متوسطه عامیانه نیست اما چیز خیلی خاصی هم نداره واقعا حوصله سر بره خصوصا که می ره توی فضایا امریکای لاتین و ما داستان هایی با اون پس زمینه در سطوح خیلی بالاتری خوندیم . اما پایان بندی خوبی داره .

قسمت های زیبایی از کتاب
بالاترین درجه هوشی با کمترین جاه طلبی و کنجکاوی محض مرتبط است .
تنها ثروت این دنیا در زندگی در دوستی و محبت خلاصه می شود .
سعی کن بفهمی که وقتی می گویم چیزی آزارم می دهد واقعا چیزی آزارم می دهد .
سعی در پرهیز از اشتباه ، بزرگ ترین اشتباه است .

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: دیگر سیاووشی نمانده

[ad_1]

نویسنده: اصغر الهی
انتشارات: توس
سال نشر: ۱۳۶۹

دیگر سیاووشی نمانده : دختر به ملاقات برادرش به زندان رفته .
تاریکان : چند نفر متهم در بیمارستان .
آخرین پادشاه : مردی که پاشده بود .
چهل دختر گلابتون گیسو : چهل دختر زیبا و دزدانی که به قلعه آمدند .
درخت سبز عاشق : زن عاشق مرد بود اما که می دانست .
داستان های سرداری : مردی که با لشکر جن ها در ارتباط بود .
اختگی : مردی که قرار است به حرم سرا فرستاده شود .
مرد سنگی : تهدید زندانی برای حرف زدن .
خورشید در صبح غروب می کند : صحبت های زندان .
شاگرد من معلم من : شاگرد و معلم در زمان انقلاب .
عدل : دادگاهی که جرم متهمانش کتاب خواند است .
قبلا دو تا کتاب از آقای الهی معرفی کرده بودم دوست هم نداشتم سبک کار ایشون را ولی توی همون مرتب سازی فهرستم به یک کتاب قدیمی ازشون برخوردم که سراغش نرفته بودم و گفتم نوشته های دیگه شون را هم امتحان کنم . باید بگم از اینم خوشم نیومد سبکش برای من قابل پذیرش نیست باهاش ارتباط برقرار نمی کنم یه جور خوندن بدون لذت هست برام اما مسلما کتابی هست که بعضی ها بپسندن و دوستش داشته باشن .

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: من و اتاق های زیر شیروانی

[ad_1]

نویسنده: طاهره علوی
انتشارات: هیلا
سال نشر: ۱۳۹۳

داستان در مورد دختر جاونی است که برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته پدرش اصرار دارد پزشکی بخواند ولی وی در فکر خواندن ادبیات کودک است و در این بین تصمیم می گیرد برای کمک خرج به عنوان مرده شور کار کند اتفاقاتی که سر کار برای او می افتد همسایه های مختلفش با ملیت های گوناگون و روابطشون تشکیل دهنده خط سیر داستان هستند.
این کتاب هم مثل داستان قبلیشون با یک لحن طنز آروم و ملایم نوشته شده به نظرم می شد خیلی بهتر و پخته تر باشه ولی همینم قشنگ بود و من دوستش داشتم کلا از قلمشون خوشم اومد . مثلا اگر یک کتاب هایی شبیه عطر سنبل عطر کاج را دوست دارید بد نیست نوشته های ایشونم بخونید .

قسمت های زیبایی از کتاب
احساس رضایت از خوب بودن و خوبی کردن خیلی خوب است ، فقط حیف عمرش کوتاه است و در پلک به هم زدنی ته می کشد.
یکی از چیزهایی که باعث می‌شد در کنار او احساس خوبی داشته باشم همین بود، خودم را با او مقایسه می کردم و به این نتیجه می رسیدم که چه قدر زیبا و خوش اندامم .
وجود دو چیز تحمل از خودگذشتگی را راحت تر می کند ، اول اینکه طرف مقابل متوجه شود ، دوم اینکه این را به زبان بیاورد.

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: خانم نویسنده

[ad_1]

نویسنده: طاهره علوی
انتشارات: آگاه
سال نشر: ۱۳۸۴

خانم نویسنده ای که تا میان سالی مجرد بوده و در ضمن خیلی هم خشک و بی انعطافه ناگهان ازدواج می کنه با مردی به اسم سهراب که دختری کوچک به نام پرستو دارد . سهراب توجه زیادی به پرستو دارد و دخترک نیز به هیچ عنوان نامادری را پذیرا نیست و این چرخ اتفاقات ادامه دارد …
اینم معرفی یکی دیگه از بانوان نویسنده کشور . داستان حالت طنز داره و جور خاصی هم روایت می شه یعنی اون دانای کل در مورد تو حرف می زنه و می گه تو نویسنده بودی این طور شد اون طور شد . من کتاب را دوست داشتم لحن طنزش برام جذاب و دل نشنین بود و اصلا اون مدلی نبود که بخواد دل را بزنه بی مزه باشه یا …. یه سبک ساده و روان و شاد .

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: جغرافیای خانگی

[ad_1]

نویسنده: ستاره نظری پارسا
انتشارات: نگاه
سال نشر : ۱۳۹۴

داستانش واضحه دختر دانشجویی که شیفته یکی از پسرای دانشگاه می شه پسری که خودش با سحر دوسته سعی می کنه به اون نزدیک بشه پیشش پیانو یاد بگیره و بعد وقتی از دستش می ده داره دیوونه می شه خسته شده و حس می کنه خونه اش روز به روز کوچیک تر می شه …
دوستش نداشتم موضوعش خیلی ساده و پیش پا افتاده بود اتفاق خاص صحنه ویژه ای هم نداشت یا حداقل دست گذاشتن روی ابعاد احساسی دختر عمیق شدن توی مراحل مختلف چیزی نداشت ولی قلمش روان و خوبه .

قسمت های زیبایی از کتاب
وقتی چیزی سر جای خودش نباشد یعنی جای دیگری ست که تو نمی دانی کجاست و این از نظر تو که نمی بینی اش یعنی گم شدن.
وقتی حتی در ذهنت به دنیای کسی سرک می کشی خیلی زود از دستش می دهی.

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: کی از این چرخ و فلک پیاده می شویم

[ad_1]

نویسنده: گلرنگ رنجبر
انتشارات: چرخ
سال نشر: ۱۳۹۳

ترمه دختری جوانی هست که در کودکی پدرش فوت کرده ، مادرش لیلی به آمریکا مهاجرت کرده و او را عمویش جهان بزرگ کرده . اکنون ترمه نامزدی به نام امیر دارد و تنها خویشاوندانش عمویش جهان و دختر عموی دندان پزکش مارال هستند و لیلی دارد می آید و معتقد است جهان میراث او را بالا کشیده و باید پس بگیرند و ….
کتاب متوسطیه خوب نوشته خوب درآورده هر چند آدم ها و کاراشون برام تهوع آور غیر قابل لمس و غیرقابل باوره بازم باید بگم خوب نوشته اما چیز آن چنان خاص و ویژه ای هم نداره . ولی خوب موضوعش جدیده شاید ما عادت نداشته باشیم شخصیت های خاصی مثل مادر را این قدر سیاه تصویر کنیم .

قسمت های زیبایی از کتاب
من چرا تا بوی پایان هرچیز و هرکس را حس می کنم، می چپم توی سوراخ؟ ترسیدن از پایان آدم را بیشتر فرسوده نمی کند؟ چراهمه چیز را یک بار تمام نمی کنم و کش اش می دهم؟
مردها واسه فانن. واسه سرگرمی ، واسه این که حوصله ات سر نره ، جدی شون نگیر ، فکر نکن پیچیده ن . اتفاقا خیلی ساده تر از اون چیزی هستن که فکر کنی. نشین الان فکر کن چرا امیر زنگ نمی زنه یعنی داره به چی فکر می کنه . مردا کلا فکر نمی کنن . واسه همین نباید خودت را خفه کنی با خاطرات شون .
یه روز می بینی آدم ها تو رو یادشون رفته . تو هم اون ها را فراموش کرده ی . می گذره ترمه. همه چی می گذره.

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: قلبی به این سپیدی

[ad_1]

نویسنده: خاویر ماریاس
مترجم: مهسا ملک مرزبان
انتشارات: چشمه
سال نشر: ۱۳۹۵

راوی داستان مرد جوانیست که یک مترجم همزمان بین المللی محسوب می شود و به تازگی متاهل شده است . حوادث و تفکرات زیادی ذهن او را پوشانده . این که ازدواج به چه معناست و روابط زن و مرد بعد و قبل از ازدواج چرا و چکونه تغییر می کند ، او می داند پدرش رازی دارد پدری که قبل از مادر با خاله او ازدواج کرده بود خاله ای که بعد از سفر ماه عسل خودش را کشت، او دوستی دارد که تلاش می کند از طریق آگهی با مردی رابطه داشته باشد و ……
کتاب قشنگیه شاید اون حالت معمول چهارچوب بندی و ایجاد کشش و اشتیاق برای ادامه و … را نداشته باشه هر دفعه یه گریزی به یکی از موضوعات بزنه بعد خیلی راحت ولش کنه بره سراغ قسمت بعدی اما تفکراتش نتیجه گیری هاش همه جالبند و هی داره خط به خط مفهوم و عقیده ای را توضیح می ده . کتاب پرمفهومیه به عبارتی . خصوصا اخرش که یک جوری آدمو به تفکر وا می داره . این کتاب مهم ترین اثر خاویر ماریاس هست که چند وقت قبل کتاب دیگه ای ازش معرفی کردم . در مورد ماریاس باید بگم توی کشور خودش به عنوان مترجم خیلی مشهوره و در ضمن جایزه ای هم تاسیس کرده برای نویسنده هایی که کتابشون به اسپانیایی ترجمه می شه .

قسمت های زیبایی از کتاب
بیشتر آدم ها به این قصد دست به تغییر می زنند که از جای خودشان در دنیا خلاص شوند و جای دیگری را غصب کنند و فقط به همین دلیل خودشان را فراموش و آن چه را بودند مدفون می کنند ، همه ی ما گاه به شدت از چیزی که هستیم و چیزی که بودیم خسته می شویم .
عشق عادت است و بس .
به دنیا آمدن به یک حرکت اتفاقی بستگی دارد ، به جمله ای که از دهان غریبه ای در آن طرف دنیا بیرون آمده ، یک ژست معنادار ، دستی بر شسانه ای و نجوایی که می توانست هیچ وقت بر زبان نیاید .
فکر می کنیم آدم های نزدیکمان را می شناسیم اما زمان با خودش چیزهایی می آورد که می فهمیم کمتر از آنچه فکر می کردیم می دانیم ، یعنی تقریبا هیچ .
راز چیزی نیست که ویژگی خاصی داشته باشد ، از پنهان کاری و سکوت یا از احتیاط و فراموشی به وجود می آید ، از نگفتن یا تعریف نکردن .
روی بالش مشترک به دیگران خیانت می کنیم و آبروی شان را می بریم ، بزرگ ترین رازهایشان را بر ملا می کنیم و چیزهایی می گوییم که شنونده مان خوشش بیاد یعنی بدگویی پشت سر بقیه .
دچار آن آزردگی مهارنشدنی شده بودم که زمانی تجربه می کنی که دیگر کسی را دوست نداری اما او به رغم همه چیز تو را دوست دارد و رها نمی کند . همیشه دلمان می خواهد وقتی همه چیز برای ما تمام شد برای طرف مقابل هم تمام شود .

[ad_2]

لینک منبع

معرفی کتاب: سلطانه

[ad_1]

نویسنده: کالین فالکنر
مترجم: جواد سیداشرف
انتشارات: نگارستان کتاب
سال نشر: ۱۳۷۶

سلطان سلیمان یکی از بزرگترین سلاطین عثمانی بوده مردی که عثمانی در زمان او هم از نظر وسعت و قدرت پیشرفت زیادی می کنه و هم از سوی دیگر به امور مدنی و قانون گذاری توجه زیادی داشته . خرم یکی از کنیزان دربار او بوده که تلاش می کنه با انواع رموز زنانه ، دسیسه چینی ، توطئه و … راه خودشو به سمت سلطان باز کنه . اون از هیچ چیز هراس نداره از این که سلطان خودش یک سوگلی محبوب داره از این وزیر سلطان دوست صمیمی او هم هست از اینکه فقط کنیز محسوب می شه از اینکه ولایت عهدی حق پسر اول سلطان از سوگلی اش می باشد .
کتاب جالب و سرگرم کننده ای هست . خوب چند وقت قبل سرسال حریم سلطان کلی بیننده داشت چه قدر معروف شد البته که من اصلا اهل تلویزیون نیستم ولی خوب این قدر همه می دیدن که بالاخره ادم این ور اون ور هی قسمت هایی را ببینه و در جریان قرار بگیره برای همین یک دفعه پی دی افشو که اتفاقی توی نت دیدم گفتم بذار آروم آروم بخونمش . یه مغایرت هایی با سریال داره اینکه سلیم را فرزند سلیمان نمی دونه این که خرم از سلیمان متنفر بوده و … اما در هر حال معلوم نیست واقعیت چیه کتاب هم سندیتی نداره و بر پایه خیال پردازی نویسنده هم شکل گرفته . خوب اصولا از این جور داستان های بر مبنای واقعیت اما غیرقابل اتکا خوشم نمی یاد اما دیدن شخصیتی تا این حد قوی در هر حال تاثیربرانگیزه !
فالکنر نویسنده انگلیسی ساکن استرالیاست .
قسمت های زیبایی از کتاب
مرا آن قدر بالا نبر که اگر سقوط کردم ، افتادنم مرگبار باشد .
تو بهترین دوست دنیا هستی . داشتن چنین دوستی آرزوی هر فردی است . تا آخر عمر تو را فراموش نخواهم کرد .
کسی که کنترل خود را از دست می دهد بازنده است و همه چیز را از دست خواهد داد .
انتقام اصلا شیرین نیست . انتقام تنها یک احساس را جانشین احساس دیگری می کند : تلخی به جای نفرت ، اشتیاق و آرزو به جای خشم و هیجان .

[ad_2]

لینک منبع