اندیشمندان روابط عمومی و ارتباطات: احمد پاکتچی

[ad_1]


 زندگینامه: احمد پاکتچی (۱۳۴۲-)



4 Ways to Go Beyond the Press Release in a Post Panda World image panda bear 1113tm pic 106 300x199


 


احمد پاکتچی متولد ۱۳۴۲در تهران؛ دین شناس و زبان‌شناس است. وی عضو شورای عالی علمی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق است.

وی در سال ۱۹۹۳ در مقطع دکتری رشته مطالعات ادیان در دانشگاه دولتی قزاقستان در شهر آلمئاتی فارغ‌التحصیل شد و دکترای خود را در رشته زبانشناسی تاریخی در ۱۹۹۶ به پایان رساند

بخشی ازفعالیت‌‏های علمی:

٭ مدیر گروه علوم قرآن و حدیث در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

٭مدیر گروه فقه در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

٭ استاد میهمان در دانشگاه قزاقستان

٭ استاد دانشگاه امام صادق (ع)

٭ مدرس دانشگاه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه‌های امام صادق، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، دانشکده فلسفه و دانشکده فیلولوژی دانشگاه دولتی قزاقستان.

٭ استاد مدرس در دروس فرا رشته‌ای مرتبط با حوزه زبان شناسی شامل معناشناسی، نشانه شناسی و …

بخشی از آثار:

– مکاتب فقه امامی ایران پس از شیخ طوسی تا پایگیری مکتب حله» احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق، ۱۳۸۵

– اسلام: پژوهشی تاریخی و فرهنگی، عنایت الله رضا، علی بهرامیان، عبدالحسین زرین کوب، محمدعلی مولوی، مهدی محقق، سیدحسین نصر، فتح الله مجتبایی، آذرتاش آذرنوش، ابوالقاسم گرجی، احمد پاکتچی، صادق سجادی، شرف الدین خراسانی، مسعود جلالی مقدم، یوسف رحیم لو، فرامرز حاج منوچهری، عبدالامیر سلیم، ناصر گذشته، علی اکبر دیانت، محمدکاظم موسوی بجنوردی (زیرنظر)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۴

– ایران: تاریخ، فرهنگ، هنر، علی بهرامیان، حسن رضایی باغ بیدی، عبدالحسین زرین کوب، زهره زرشناس، مهری باقری، سیدحسین نصر، قمر آریان، اصغر دادبه، روزبه زرین کوب، یونس کرامتی، علی بلوکباشی، احمد پاکتچی، محمدحسن گنجی، محمدحسن سمسار، فاطمه لاجوردی، محمدکاظم موسوی بجنوردی (زیرنظر)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۵

– مولد امیرالمومنین (ع) نصوص مستخرجه من التراث الاسلامی، احمد پاکتچی، تهران، ۱۳۸۲

– مایه‌های فلسفی در میراث ایران باستان: پیجویی شاخصه‌ها برای رده‌بندی مکاتب مزدایی، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۷

– نقد متن، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۹

– تاریخ حدیث، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۹

– تاریخ تفسیر، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۷

– ماهیت علوم قرآن، احمد پاکتچی (به همراه دیگران)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۷

– علل الحدیث، به ضمیمهء بازشناسی متن مصباح الشریعه، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۹

– روش تحقیق عمومی، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۸

– روش تحقیق با تأکید بر مطالعات اسلامی، احمد پاکتچی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ۱۳۸۷

– بیش از هفتصد مقاله در مجلدات مختلف دائرة المعارف بزرگ اسلامی و مجلات مختلف زبان شناسی و اسلام شناسی داخل و خارج ایران.


 


 


 


 


 


 


[ad_2]

لینک منبع

چطور در جمع مثل آب خوردن حرف بزنیم؟

[ad_1]


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)  افرادی که اعتماد به نفس شان پایین آمده و در جمع دوستان نمی توانند به راحتی صحبت کنند، می توانند با بکارگیری چند راهکار ساده مورد توصیه کارشناسان، بر این مشکل خود غلبه کنند. خودگویی (گفت و گو با خود) های مثبت، مهربانی با خویشتن، توجه به دیگران، اندیشیدن به اینجا و اکنون، غلبه بر ناآرامی های عصبی و مشاهده پیامد مثبت از جمله راهکارهایی است که در این زمینه توصیه می شوند.

خودگویی (گفت و گو با خود) 

برای غلبه بر احساس دستپاچگی در موقعیت های اجتماعی از خودگویی های مثبت استفاده کنید؛ مثلا اینکه:

من از خودم رضایت دارم، نیازی به تأیید دیگران ندارم.

با اشتیاق به صحبت های اطرافیان گوش می دهم و از همین طریق با آنها ارتباط برقرار می کنم.

با افراد غریبه، در مهمانی ها آشنا خواهم شد و صحبت می کنم بدون آنکه نگران باشم در مورد من چه فکر می کنند.

مهربانی به خویشتن

اگر هنگامی که در جمع هستید، این فکر در ذهنتان مانور می دهد که دیگران در مورد شما چه قضاوتی می کنند، دستپاچه و مضطرب خواهید شد. اما باید این نکته را به خودتان یادآوری کنید که بسیار بعید است دیگران با همان معیارهای سختگیرانه ای که شما در مورد خودتان دارید، در مورد شما فکر و قضاوت کنند.

توجه به دیگران

منطقی این است که قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت یا جمع خاص، در مورد تاثیری که بر آن جمع می گذارید، فکر کنید؛ اما وقتی در آن جمع قرار گرفتید، دیگر باید این افکار را از خود دور کنید و تمام تمرکزتان بر کیفیت تعامل با اطرافیان باشد.



اندیشیدن به اینجا و اکنون

اگر در شرایطی قرار گرفته اید که شما را یاد خاطره ای ناگوار از گذشته می اندازد و به همین سبب دچار اضطراب و دستپاچگی می شوید، سعی کنید ذهنتان را بر اینجا و اکنون متمرکز کنید.

غلبه بر ناآرامی های عصبی

افرادی که در موقعیت های اجتماعی و ارتباطی دچار دستپاچگی می شوند، عوارض جسمانی مشابه علائم اضطراب از خود نشان می دهند. توانایی برای غلبه بر این علایم اضطرابی کمک زیادی به کنترل دستپاچگی افراد می کند.

بنابراین در برابر واکنش عرق کردن، سعی کنید مچ دست هایتان را زیر آب سرد بگیرید تا به خنک شدن تمام بدن کمک کند.

در هنگام بروز لکنت زبان، مکث کنید و لیوانی آب بنوشید یا نفسی آرام بخش و عمیق بکشید.

در برابر لرزش و تکان، پیش از رویدادهای مهم ورزش کنید. تمرینات آرام سازی ذهن نیز می تواند بسیار موثر باشد.



مشاهده پیامد مثبت

عصبی شدن به معنای آن نیست که هیچ کاری درست پیش نمی رود. بلکه افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند. برای غلبه بر این وضعیت لازم است که به خودتان حرف های مثبت بزنید مثلا اینکه دوست دارم در امتحان موفق شوم اما اگر رد بشوم دنیا تمام نمی شود.

منبع: خلاقیت


 


 


 


 


 


[ad_2]

لینک منبع

مدیریت ارتباط با مشتری

[ad_1]





تاریخ درج مقاله : دیروز , 30 بهمن 1392


بازار مصرف و رفتار خریدار مصرف کننده


 


نویسندگان :


دکتر شهباز براهویی،دکترای بازاریابی

 


موسی رضایی قشمی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش تحول


دانشگاه آزاد اسلامی واحد قشم


Moussa_rezaei@hotmail.com


 


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) افراد و خانواده ها که کالاها و خدمات را برای مصرف شخصی می خرند بازار مصرف را تشکیل می دهند. الگوی محرک – واکنش ساده ترین الگوی مصرف خریدار است. بر اساس این الگو محرک ها یا عوامل ایجاد کننده انگیزه (محصول، قیمت، مکان ترویج) و سایر عوامل عمده (عوامل اقتصادی، فناوری، سیاسی و فرهنگی) باعث تصمیم گیری مصرف کننده و واکنش های مشخص می شوند. مانند انتخاب محصول، انتخاب نام و نشان تجاری، زمان و مبلغ خرید.


فاکتور مهم در موفقیت برای بازاریابان جهت تدوین استراتژی‌های بازاریابی‌، درک صحیح از رفتار مصرف‌کننده است. این مسئله هم برای سازمانهای انتفاعی و هم غیرانتفاعی حائز اهمیت است.


بنابراین شرکتها و بازاریابها می کوشند به ژرفای احساس و اندیشه مشتریان پی ببرند، از نیازها و خواسته های آنان آگاه شوند و با عرضه هر محصول جدید انگیزه بیشتری در خریداران ایجاد کنند. آنها سعی می کنند روح تازه ای به کالبد هر کالای خود بدمند.


 


واژگان کلیدی:  بازار مصرف، رفتار خریدار،  مصرف کنندگان، تصمیم گیری


 


 


مقدمه:
کسی که یک محصول و یا یک خدمت را می خرد تنها مالک آن نیست، بلکه آن محصول یا خدمت تصویری از سبک زندگی او را نشان می دهد و او بدان وسیله موجودیت خود را اظهار می نماید. کسی که محصول را می خرد خود را یک متفکر مستقل می داند، می تواند نوآوری کند و از همتایان و رقیبان پیشی گیرد.

بنابراین شرکتها می کوشند به ژرفای احساس و اندیشه مشتریان پی ببرند، از نیازها و خواسته های آنان آگاه شوند و با عرضه هر محصول جدید انگیزه بیشتری در خریداران ایجاد کنند. آنها سعی می کنند روح تازه ای به کالبد هر کالای خود بدمند.

عوامل موجود در تهیه و ارائه یک محصول در هر سطح بر رفتار خریدار مصرف کننده اثر می گذارد. خریداران رفتارهای پیچیده ای دارند، ولی وظیفه یا هنر بازاریابی این است که آنها را درک کند.

در سراسر دنیا مصرف کنندگان از نظر درآمد، سن، سطح تحصیلات و سلیقه تفاوت های بسیار زیادی دارند. آنها انواع گوناگون کالا ها و خدمات را خریداری می نمایند. رابطه بین این گروه های مختلف مصرف کننده با یکدیگر و با عوامل موجود در اطراف خود و سراسر دنیا بر نوع کالاها و خدماتی را که می خرند و مصرف می کنند (و نیز بر شرکت های تولید کننده محصولات) اثر می گذارد.


 


دریافت فایل کامل مقاله


 


 


 

[ad_2]

لینک منبع

اندیشمندان روابط عمومی و ارتباطات: احمد قاضی

[ad_1]


 اندیشمندان روابط عمومی و ارتباطات: احمد قاضی


4 Ways to Go Beyond the Press Release in a Post Panda World image panda bear 1113tm pic 106 300x199


 


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) احمد قاضی سال 1315 در مهاباد به دنیا آمد و در دانشگاه تهران موفق به اخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی شد و از سال 1365 به مدت 20 سال سردبیری نشریه سروه را برعهده داشت.

 


آثار کردی: باقه بین، دستو زبان کردی به دو زبان، جمع و اصلاح دیوان سیف القضات، ترجمه ی دیوانی سه یرو سه مه ره، ترجمه ی گیل گمش، ترجمه ی دوجلدی دون کیشوت، کتک و مشک، آثار فارسی: نسل اژدها، دوقلوهای عجیب، کوهسار حقیقت، عصر غول ها، صدام و بحران خلیج، ژانی گه ل، کردستان بعد از جنگ خلیج فارس، خلاصه ی تاریخ کردستان بخشی از آثار این شخصیت برجسته ادبی و فرهنگی است.



وی در طول حیات ادبی خود شاهکارهای ادبی جهانی از جمله دن کیشوت و گیل گمش را به زبان کردی ترجمه کرد.



 وی به مدت دو دهه سردبیر مجله سروه بود که به زبان کردی منتشر می شد.

 زنده یاد قاضی از افراد ادب دوست و شخصی صبور و معتدل بود که نقش موثری در شکل گیری مطبوعات و رشد مطبوعات منطقه داشت.

 


احمد قاضی روزنامه نگار، مترجم و پژوهشگر اهل مهاباد روز یکشنبه  ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ به دلیل بیماری در بیمارستان آزادی تهران دارفانی را وداع گفت.


 


 


 


 


 


[ad_2]

لینک منبع

آیا می‌خواهید خوش‌صحبت باشید؟

[ad_1]


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) برای خوش صحبت بودن لازم است مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص ارتباطی را در چنته‌تان داشته باشید. بعضی آدم‌ها استعداد حرف زدن دارند، و می‌توانند با هر کسی در مورد هر چیزی حرف بزنند و بعضی آدم‌ها هم هستند که برای دو کلام حرف زدن کلی رنج و زحمت می‌کشند.


 


مشکل گروه دوم این نیست که نمی‌دانند چه بگویند؛ بلکه این است که نمی‌دانند چگونه به مهارت‌های ارتباطی‌شان شکل دهند تا بتوانند مکالمه‌ای مثبت و روان داشته باشند.


آن گرین، رییس و مدیرعامل شرکت کوپرکاتز و شرکا – شرکت ارتباطات و آموزش رسانه که اشخاصی نظیر ریچارد برانسون از جمله مشتریان‌شان هستند – می‌گوید: “‌مکالمه‌ خوب نیازمند مجموعه‌ای از بِده ‌بِستان‌های مناسب است، درست مثل بازیِ گرفتن و پرتاب کردن توپ. وقتی کسی از شما سوال می‌پرسد – مثل این است ‌که کسی توپ را به سمت‌تان پرتاب می‌کند – همیشه باید به گونه‌ای به این سوال پاسخ دهید که جریان این گفت‌وگو به صورت روان ادامه پیدا کند، یعنی این‌که توپ را به سمت مقابل پرتاب کنید و هرگز اجازه ندهید توپ زمین بیفتد.‌”‌


 


به گفته‌ی گرین مثلا اگر از موسیقیدانی پرسیده شود، “‌چه نوع موسیقی می‌نوازید؟‌”‌، اگر وی جواب دهد “‌انواع مختلف‌”، مکالمه در همین جا خاتمه پیدا می‌کند. گرین می‌گوید: “‌نکته‌ی کلیدی این‌ است که باید به شیوه‌ای استادانه و با جزییات پاسخ را ارائه دهید. پاسخ تاثیرگذارتر به این سوال، مثلا می‌تواند این باشد که ‘‌انواعی مختلف از موسیقی را می‌نوازم، ولی در بیست‌ سالگی که در جنوب زندگی می‌کردم بیش‌تر موسیقی کانتری می‌نواختم، که پایه و اساس حرفه‌ی موسیقی‌ام در نیویورک شد.‌’ این پاسخ چیزی را به طرف مقابل منتقل می‌کند، و به وی این امکان را می‌دهد تا مکالمه‌ای مهیج‌تر به وجود بیاورد.‌”


 


 


اگر مکالمه‌ها را مثل یک بازی تنیس کلامی ببینیم، می‌توانیم مکالمه‌ای روان و جاری داشته باشیم؛ ولی برای خوش‌صحبت بودن لازم است مهارت‌های ارتباطی بیش‌تر در چنته داشته باشیم. در ادامه به ۶ عادت خوش‌صحبت‌ترین آدم‌ها اشاره می‌کنیم که هرگاه شما شرایطی جدید در یک مکالمه به وجود می‌آورید، آنها استادانه و با مهارت از آنها استفاده می‌کنند.


۱. بیش‌تر از آن‌که حرف بزند، گوش می‌دهند
به گفته‌ی سلست هدلی، مجری برنامه‌ی در فکر دوم در رادیو سراسری جرجیای ایالات متحده، مفهوم کنایه‌ای در خوش‌صحبت بودن این است که صحبت کردن مهم‌ترین مسئله نیست؛ در حقیقت، گوش دادن نکته‌ای است که حائز اهمیت است. متاسفانه، گوش دادن مهارتی است که بسیاری از آدم‌ها در آن مهارت ندارند؛ بیشتر آدم‌ها ترجیح می‌دهند فقط حرف بزنند.


 


وی در برنامه‌ی تد تاک در ۲۰۱۵ در مورد “‌۱۰ راه برای مکالمه‌ی بهتر‌” گفت: “‌وقتی شروع به صحبت می‌کنم، بر همه چیز کنترل دارم. مجبور نیستم به چیزهایی گوش دهم که به آنها علاقه‌ای ندارم. من در مرکز توجه هستم. می‌توانم هویتم را تقویت کنم.‌”


 


دلیل دیگر که صحبت کردن را بیش‌تر ترجیح می‌دهیم این است که وقتی گوش می‌دهیم، ممکن است به راحتی حواسمان پرت شود و از چیزهایی که می‌خواهیم بگوییم منحرف شویم. به گفته‌ی هدلی، فردی معمولی می‌تواند حدود ۲۲۵ کلمه در دقیقه حرف بزند، ولی می‌توانیم بیش از ۵۰۰ کلمه در دقیقه بشنویم. وی می‌گوید: “‌بنابراین ذهن‌مان دائما می‌خواهد ۲۷۵ کلمه‌ی اضافه در دقیقه را جبران کند. توجه کردن به حرف‌های دیگران واقعا انرژی و تلاشی زیاد می‌طلبد، ولی اگر نتوانید این کار را انجام دهید، نمی‌توانید مکالمه‌ای خوب داشته باشید.‌”


 


۲. دائما تجربه‌های گذشته‌شان را در مکالمه‌ها نقل نمی‌کنند
به عقیده‌ی هدلی، آدم‌های خوش‌صحبت هرگز در مورد هر موضوع، خودشان و گذشته‌شان را وارد نمی‌کنند. اگر شخصی در مورد از دست دادن یکی از اعضای خانواده‌اش صحبت می‌کند، هرگز شما نیز در مورد از دست دادن یکی از اعضای خانواده‌تان شروع به صحبت نکنید.


 


وی می‌گوید: “‌اگر شخصی درباره‌ی دردسرهای محل کارش حرف می‌زند، به آنها نگویید شما هم چه‌قدر از شغل‌تان متنفر هستید. این دو مسئله با هم یکسان نیستند. اصلا ربطی به هم ندارند. همه‌‌ی تجربه‌ها فردی و منحصر به هر فرد هستند. و نکته‌ی مهم‌تر این‌که، اصلا این بحث راجع به شما نیست. نیاز نیست از این فرصت استفاده کنید به دیگران ثابت کنید چه‌قدر خوب هستید یا تا الان چه‌قدر عذاب کشیده‌اید. مکالمه‌ها همیشه فرصت‌های تبلیغاتی نیستند.‌”


 


۳. اگر چیزی را نمی‌دانند، به آن اقرار می‌کنند
به عقیده‌ی مارک لوی، رییس شرکت برندسازی نوآوری لوی و نویسنده‌ی کتاب نابغه‌ی تصادفی: با نوشتن، بهترین ایده‌ها، بینش‌ها و محتوای‌تان را خلق کنید، آدم خوش‌صحبت از این‌که نشان دهد موضوعی را متوجه نشده است، ترس ندارد. وی می‌گوید: “‌بسیاری از آدم‌ها به خاطر اینکه سعی می‌کنند خودشان را همه جا دانا و کامل جلوه دهند، دائما آبروریزی می‌کنند و خودشان را به دردسر می‌اندازند، ولی اگر اجازه دهیم طرف مقابل‌مان بفهمد موضوعی را نمی‌دانیم یا از درکش عاجز هستیم، حقیقتا به وی احترام گذاشته‌ایم.‌”


 


اگر موضوعی گیج تان کرده است، لوی توصیه می‌کند این‌گونه در موردش سوال بپرسید: “‌می‌خواهم مطمئن شوم آیا منظورتان را درست درک کرده‌ام یا خیر. ممکن است این موضوع را به شکلی دیگر بگویید؟‌”


 


وی می‌گوید: “‌با این کار، نه تنها شخص مقابل کاملا احساس می‌کند به حرف‌هایش گوش کرده‌اید، احتمالا از این‌که آن موضوع را به شکلی دیگر بگوید، با علاقه استقبال خواهد کرد.‌”


 


۴. همیشه مطالعه می‌کنند
به عقیده‌ی سوزان بِیتس، نویسنده‌ی کتاب مهم‌ترین ویژگی رهبری، علم دستیابی به حضور اجرایی فوق‌العاده، همیشه سعی کنید با علاقه مطالعه کنید و از موضوعات متنوع، از مسائل جهانی گرفته تا کسب‌وکار و فرهنگ، مطلع شوید.


 


وی‌ می‌گوید: “‌با جسارت همه‌ی تعارفات و شوخی‌ها را کنار بگذارید و با مطرح کردن موضوعات بسیار جالب به گفت‌وگوها‌ی‌تان جان دهید. با شخص مقابل‌تان هماهنگ و در هر مرحله با وی همراه باشید، و در مورد ایده‌ها و نظراتش کنجکاوی کنید.‌”


 


هم‌چنین لوی معتقد است، مطالعه‌‌ی زیاد به شما امکان می‌دهد ایده‌ها و داستان‌های‌تان را در حوزه‌های دیگر نیز ارائه دهید. وی می‌گوید: “‌اگر یک متخصص کسب‌وکار بخواهد در یک مکالمه به نکته‌ای اشاره کند، غالبا ایده، نظر، یا داستانش مربوط به جهان کسب‌وکار است. پس از مدتی، حرف‌هایش تکراری می‌شوند. دائما داستان‌های تکراری در مورد کسب‌وکار از وی می‌شنویم، و کم‌کم از لحاظ روانی از وی خسته می‌شویم.‌”


 


به عقیده‌ی لوی، آدم خوش‌صحبت “بذر صحبت را در همه جهات پخش می‌کند‌”. وی می‌گوید: “‌اگر مثلا در مورد بهره‌وری در محیط کار صحبت می‌کنید، چه‌قدر خوب است اگر در یک داستان تاریخی یا ایده‌های الیزابت گیلبرت یا حتی سیاه چاله‌ها، چیزی مرتبط با بهره‌وری در محیط کار پیدا و آن را عنوان کنید. استفاده از ایده‌های مرتبط با موضوع در حوزه‌های مختلف، مخاطب‌تان را هوشیار و علاقه‌مند نگه می‌دارد، و در حقیقت تحولِ انگاره‌ها به همین صورت متولد شده‌اند.‌”


 


۵. دائما دنبال اشارات و نشانه‌ها هستند
به عقیده‌ی پارکر اِلِن، استاد مدیریت و توسعه‌ی سازمانی در دانشگاه نورت‌ایسترن، آدم‌های خوش‌صحبت با چشم‌های‌شان به حرف‌های‌تان گوش می‌کنند، و به دنبال زبان بدن یا تغییراتی در احوالات‌تان هستند که از این طریق بتوانند اطلاعاتی را در مورد سطح علاقه‌تان به مکالمه جمع‌آوری کنند. این کار به آنها کمک می‌کند در لحظات ضروری بتوانند مکالمه را اصلاح کنند یا جهتش را تغییر دهند.


 


وی می‌گوید: “‌این کار هم چنین به افراد امکان می‌دهد در مورد طرف مقابل‌شان آگاهی داشته باشند؛ این آگاهی می‌تواند مربوط به اهداف یا انگیزه‌های اصلی طرف مقابل برای ادامه‌ی مکالمه باشد. این صداقت آشکار باعث می‌شود افراد بتوانند نظرات و سوالات‌شان را صادقانه و واقعی مطرح کنند، و همین باعث ایجاد اعتماد می‌شود.‌”


برای این‌که دیگران به ما اعتماد کنند و صمیمانه حرف‌های دل‌شان را به ما بگویند، رعایت این مسئله بسیار حائز اهمیت است.


 


۶. درگیر جزییات کوچک نمی‌شوند
تاکنون برای همه اتفاق افتاده است در یک مکالمه، فردی برای این‌که تاریخی خاص یا نام شخصی را به خاطر بیاورد، مدام با خودش کلنجار می‌رود، و موضوع بحث را به کلی منحرف می‌کند. به عقیده‌ی هدلی، جزییات کوچک در مکالمه بحث را شلوغ می‌کنند، و آدم خوش‌صحبت هرگز موضوع بحث را با سال، نام، تاریخ و جزییات کوچک سنگین نمی‌کند. وی می‌گوید: “‌ّ[برای شنونده] اصلا اهمیت ندارد. آن‌چه برای دیگران مهم است، شما هستید. آنها به شما و آن‌ چیزی اهمیت می‌دهند که به طور کلی بیان می‌کنید. بنابراین، جزییات را فراموش کنید. آنها را دور بریزید.‌”


 


منبع: فست‌کمپانی

ترجمه: سایت بازده


 


 


 


 


 

[ad_2]

لینک منبع

انتشار مدیریت مستندسازی

[ad_1]


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) کتاب «مدیریت مستندسازی در روابط عمومی» در قطع وزیری، تالبف مهدی باقریان توسط انتشارات کارگزار روابط عمومی انتشار یافت.

 


مستندسازی مشتمل بر تدوین و تکوین یک فعالیت یا مجموعه ای از فعالیت ها از مرحله احساس نیاز تا مرحله انجام است.


 


فعالیت های سازمانی چه در فرم کاغذی ثبت شود و چه در فایل کامپیوتری ذخیره گردند باید به صورت سند درآیند تا از اعتبار لازم برای استفاده برخوردار باشند.


 


در این کتاب، نویسنده ابتدا با ارایه تعریف مستندسازی و مستندسازی الکترونیکی، اهمیت و ضرورت مستندسازی و کارکردها و مزایای آن را مورد بررسی قرار می دهد.



در بخش های یازده گانه کتاب « مدیریت مستندسازی در روابط عمومی»، به این نکته تاکید شده است که پایه و اساس تحقیقات و پژوهش های علمی بر مدارک و مستندات و سوابق بوده و هر چه این مستندات کامل تر و پربارتر باشد، به همان اندازه موفقیت صاحبان خرد در زمینه پیشرفت و پژوهش در علوم مختلف بویژه روابط عمومی افزایش خواهد یافت.



کتاب « مدیریت مستندسازی در روابط عمومی» در 150 صفحه و یازده گفتار توسط انتشارات کارگزار روابط عمومی و با همکاری انجمن متخصصان روابط عمومی در زمستان 1395 منتشر شد.

علاقمندان می توانند برای خرید و تهیه کتاب با شماره تلفن های 7-88617576 (021) تماس حاصل نمایند.


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


[ad_2]

لینک منبع

دانلود پایان نامه بررسی وزارتخانه های ایران از لحاظ تکنولوژی های کاربردی روابط عمومی الکترونیک و ارایه یک مدل EPR بومی

[ad_1]


بررسی وزارتخانه های ایران از تکنولوژی های کاربردی روابط عمومی الکترونیک و ارایه یک مدل EPR بومی
 نویسنده: دکتر حمید ضیائی پرور

 
دریافت فایل کامل کتاب
 


[ad_2]

لینک منبع

گزارش آیین بزرگداشت استاد قندی در دانشگاه علامه طباطبایی/ راز مرگ مشابه استادان ارتباطات چیست؟

[ad_1]


شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) همکاران، دوستداران و شاگردان زنده‌یاد حسین قندی در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی گردهم جمع شدند تا بگویند رنج از دست دادنش را بسیار احساس کرده‌اند. آنها گفتند، ما یک روزنامه‌نگار خوب را از دست دادیم؛ روزنامه‌نگاری که از بسته شدن روزنامه‌اش رنج می‌برد.

از شاگردان استاد حسین قندی فقید در سال ۶۰ گرفته تا شاگردان اخیرش که از او درس گرفتند، همه آمده بودند تا بار دیگر داغدار فراغ این استاد سرآمد روزنامه‌نگاری باشند. آنها در دانشکده علامه ابراز امیدواری کردند تا میراث علمی و حرفه‌ای زنده‌یاد حسین قندی تبدیل به جزوه‌های آکادمیک شود و این مسیری که برایش زحمت کشیده شد، بدون رهرو نماند.

حسین قندی اخلاق حرفه‌ای را درونی کرد

محمد حسین پناهی – رییس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی – در ابتدای این مراسم یادبود، ضمن تسلیت درگذشت دکتر حسین قندی به خانواده‌ی بزرگ مطبوعات کشور، به ویژگی‌های اخلاقی وی اشاره کرد و گفت: حسین قندی هنگام تدریس در دانشکده با رویی خندان، بانشاط و آرام‌بخش با همه برخورد می‌کرد. برای دیگران مایه‌ی آرامش و دلگرمی بود. در طول سالیان درازی که در خدمتشان بودم، چهره‌ای عبوس از ایشان به یاد ندارم. در این سال‌ها به خاطر ندارم که هیچ‌گاه همکار یا دانشجویی از ایشان گله یا شکایتی به لحاظ نوع برخورد، رفتار و اخلاق داشته باشد. حسین قندی اخلاق حرفه‌ای را درونی و آن را به دانشجویان، همکاران و استادان تقدیم کرد.

دکتر پناهی در بخشی از این مراسم گفت: امروز همه همکاران استاد قندی و شاگردانی که از او درس گرفته‌اند آمدند تا بگویند رنج از دست دادنش را احساس کرده‌اند.

به یاد همه آن‌هایی که روزنامه‌نگار درگذشتند نه روزنامه‌نویس

محسنیان‌راد نیز در بخشی از سخنانش در مراسم یادبود زنده‌یاد حسین قندی گفت: در این‌جا می‌توانیم برای تمام روزنامه‌نگارانی که سه نسل روزنامه‌نگاری را به خود دیده‌اند فاتحه بخوانیم و از آن‌ها یاد کنیم. به یاد همه آن‌هایی که روزنامه‌نگار درگذشتند نه روزنامه‌نویس.

این استاد روزنامه‌نگاری با اشاره به ویژگی‌های کار حرفه‌ای زنده‌یاد حسین قندی که نشأت گرفته از یک خشیت بود، گفت: روزنامه‌نگار باید خشیت داشته باشد، یعنی بیشتر نگران مردم باشد تا نگران خودش و به نظر من استاد قندی یک روزنامه‌نگار بودند نه یک روزنامه‌نویس و این خصیصه را داشتند.

وی در بخشی از سخنانش از تفاوت روزنامه‌نگار با روزنامه‌نویس سخن گفت و اشاره کرد: روزنامه‌نگار حرفه‌اش دیده‌بانی جامعه است و یک دیده‌بان صادق دیده‌بانی است که با شهامت باشد.

محسنیان‌راد در ادامه به یاد کسانی سخن گفت که به عنوان روزنامه‌نگار درگذشتند نه روزنامه‌نویس و یادآور شد: من بین این دو (روزنامه‌نگار و روزنامه‌نویس) فرق می‌گذارم؛ روزنامه‌نویس فقط روزنامه‌نویس است اما روزنامه‌نگار، نگارگر و خلاق است. تخصص می‌خواهد و حرفه‌اش دیده‌بانی جامعه است. یک دیده‌بان صادق، دیده‌بانی که با شهامت باشد و شهامت در ایران برای روزنامه‌نگاران یک درجه دارد و در خارج از ایران درجه دیگری. اما فراتر از همه‌، روزنامه‌نگار شخصیتی است که خشیت دارد.

وی در ادامه‌ی مطالب بالا تاکید کرد: دانشجویان روزنامه‌نگار نباید این خشیت را رها کنند.

خاطره‌ای از توقف روزنامه حسین قندی

بخشی از سخنان محسنیان‌راد به ذکر خاطره‌ای از حسین قندی گذشت.

وی گفت: ۲۴ سال قبل در کنفرانسی خارج از ایران با عنوان آموزش روزنامه‌نگاری، بحثی را مطرح کردیم مبنی بر اینکه شرح درس‌های کتاب‌های خارج از ایران برای دانشجویان ایرانی مناسب نیست. پرسش‌نامه‌ای طرح کردیم که تعداد ۵۰ نفر از کسانی که من حس می‌کردم روزنامه‌نگار هستند، به این پرسش‌نامه جواب دادند. یکی از این افراد حسین قندی بود. قندی یک روزنامه‌نگار بود نه یک روزنامه‌نویس. گاهی که قندی را می‌دیدم، از نظر ارتباطات غیرکلامی ویژگی‌های خاصی داشت در هر شرایطی لبخند می‌زد، خشیت داشت و نگران مردم بود. یکی از روزهایی که وارد دانشگاه شدم ایشان از توقیف روزنامه‌اش ناراحت بود و آن روزنامه، روزنامه‌ی «زن» بود. حسین قندی در این روزنامه بود و به من گفت من مایل نبودم این مطلب چاپ شود اما سردبیر به حرف من گوش نداد و روزنامه را منتشر کرد.

جامعه از قندی به خوبی قدردانی کرد

محسنیان‌راد با بیان اینکه جامعه از قندی به خوبی قدردانی کرد، در عین حال به بعضی از شرکت‌های تجاری در روزنامه‌ها اشاره کرد که از نام حسین قندی برای مطرح کردن خود استفاده کردند و گفت: نباید روزنامه‌نگاران را اذیت کنیم و روزنامه‌شان را توقیف کنیم. رسانه کارش این است که صدا را بیشتر کند. روزنامه‌نگاری باید با خشیت همراه باشد و نگذارد به مردم ستم شود و ستم‌های موجود در جامعه را افشا کند. روزنامه‌نگار نباید وقتی زنده است مورد اذیت و آزار قرار بگیرد. ما یک روزنامه‌نگار خوب را از دست دادیم. روزنامه‌نگاری که از بسته شدن روزنامه‌اش رنج می‌برد.

درک راز مرگ‌هایی مثل مرگ حسین قندی مشکل است

به گزارش ایسنا، هادی خانیکی از دیگر استادانی بود که در مراسم یادبود زنده‌یاد حسین قندی سخنرانی کرد.

وی در بخشی از سخنانش گفت: نمی‌دانم چرا در سال‌های اخیر، در عالم ارتباطات شاهد مرگ روزنامه‌نگاران و استادان به سبکی شبیه به هم هستیم. مجید تهرانیان، کاظم معتمدنژاد، حسین پرتوی، احمدرضا دریایی و حسین قندی. گرچه این عزیزان در کار خود استاد و صاحب فن بودند اما مدتی را در سکوت بودند یا به سکوت واداشته شدند و به لحاظ مشکلات جسمی بیش از یکی – دو سال از عالم ارتباطات خارج شدند، دچار بی‌حافظگی شدند، جسم‌شان نحیف شد و مثل برف آب شدند اما از یادها نرفتند.

خانیکی گفت: برای جمع دوستان و همکاران حسین قندی درک راز مرگ‌هایی مثل راز مرگ حسین قندی مشکل است. راز اول این که نمی‌دانیم چرا عالم ارتباطات در این سال‌های اخیر با مرگ روزنامه‌نگاران و استادان به سبکی شبیه به هم مواجه شده است؟ همه اینها اگرچه در کار خود استاد و صاحب فن و حرفه بودند، مدتی را در سکوت بودند و بیش از چندسال از عالم ارتباطات جدا شدند. همه‌ی اینها در سال‌های آخر عمر یا نتوانستند با دیگران روبه‌رو شوند یا نتوانستند بنویسند. حال اینکه همه‌ اینها استاد و صاحب فن بودند و راز دوم به رغم این که در بی‌حافظه‌گی، جسم آنها ضعیف شد، اما از یادها نرفتند.

وی یادآور شد: در هنگام بیماری معتمدنژاد و قندی، بسیاری از دوستان و شاگردان این دو استاد برجسته، دوست نداشتند آنها را ببینند چون فکر می‌کردند این اساتید برجسته دوست ندارند شاگردانشان آنها را در چنین وضعی ببینند و باید همیشه با چهره‌ای خندان با آنها روبه‌رو شوند.

خانیکی سپس به شوک‌هایی که از دنیای روزنامه‌نگاری به حوزه عمومی وارد می‌شود، اشاره کرد و گفت: این شوک‌ها به جای این که این شخصیت‌ها را از حافظه‌ها پاک کند آنها را به حافظه‌ها برگرداند. شوک اول وقتی بود که دانشکده‌های علوم اجتماعی و علوم ارتباطات از حضور استاد قندی محروم شدند. این موضوع برای استادان و دانشجویان سخت بود به خاطر این‌که یکی از جاهای زنده دانشکده علامه کلاس درس ایشان بود. شوک دوم زمانی بود که حسین قندی دچار بیماری آلزایمر شد؛ نوعی بیماری که کسی باور نمی‌کرد و طبیعتا در این مدتی که از حافظه‌ها دور مانده بود، بار سخت زندگی بر عهده همسر و فرزندانش بود. این مساله نشان می‌دهد این شوک‌ها به جای این که باعث فراموشی شوند، در بخش‌هایی از جامعه جا می‌گیرند. شوک سوم زمانی بود که حسین قندی به کما رفت و در پایان شوک چهارم وقتی بود که کسی که حافظه‌ی خود را از دست داده باعث شد حافظه‌ها به کار بیفتد و بازگشت او به شبکه‌های اجتماعی و جامعه.

باید شادمان بود، قندی به گونه‌ای نرفت که از یادها برود

هادی خانیکی با بیان اینکه پدیده قندی را باید به عنوان پدیده‌ای ارتباطی مورد مطالعه قرار دهیم، گفت: کسی که از صحنه غایب می‌شود، برمی‌گردد.

این استاد ارتباطات سپس به راز سوم مرگ حسین قندی اشاره کرد و گفت: شاهکار قندی زندگی حرفه‌ای او بود. قندی توانست بر شکاف‌های آموزشی غلبه کند و دوگانگی بین روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و آکادمیک را از بین ببرد. اگر بخواهیم با هنر حرفه‌ای او آشنا شویم باید به تجربه‌های شناخته‌شده او در عالم حرفه‌ای مراجعه کنیم و آن زمانی است که کیهان هوایی را منتشر می‌کرد. دانشگاه، روزنامه و مراکز آموزشی، دنیایی چندساحتی را به روی قندی باز کرد. راز چهارم این است که روزنامه‌نگاران و همکاران قندی در مرگ او هویت گمشده خود را جست‌وجو کردند. نام قندی و بزرگداشت قندی فراتر از آشنایان او رفت و در افغانستان هم برای قندی بزرگداشت گرفتند و راز پنجم اینکه حضور قندی را باید دید. به این معنا که قندی ادامه دارد. باید شادمان بود قندی به گونه‌ای نرفت که از یادها برود.

هنوز با مسأله‌ای به نام هویت روزنامه‌نگاری کنار نیامده‌ایم

مجید رضاییان، از دیگر اساتید حوزه ارتباطات و روزنامه‌نگاری در سخنانی گفت: در روزنامه‌نگاری این اصل مسلم وجود دارد که نظریه‌های ژورنالیسم را از میدان کار عملی اخذ کنیم. روزنامه‌نگاران حرفه‌ای باید سه سطح حرفه‌ای را رد کنند تا به آنها مهر حرفه‌ای بودن بزنند. سطح اول امری به نام هویت رسانه‌ای است. روزنامه‌نگار باید هویت رسانه را در عمل پیاده کند و بین سه ضلع مثلث معروف روزنامه‌نگاری که شامل ارزش رویداد، سیاست روزنامه و نیاز مخاطب است، توازن ایجاد کند و این توازن ایجاد کردن کار سختی است. سطح دوم سطح بینش است و سطح سوم سطح مهارت که می‌تواند شامل محتوا و ادبیات باشد.

وی ادامه داد: روزنامه‌نگار حرفه‌ای اگر این سه سطح را تمام کند، تازه به کسب می‌رسد و هنوز روزنامه‌نگار حرفه‌ای نیست بلکه باید در تصمیم‌گیری‌های حساس این سه سطح را با هم داشته باشد تا عنوان روزنامه‌نگار حرفه‌ای به او اختصاص یابد. واقعیت این است که در فضای چند دهه‌ی سپری شده‌ی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، ما با مسأله‌ای به نام هویت روزنامه‌نگاری کنار نیامده‌ایم و یک برخورد توأمان با این مسأله داشته‌ایم.

حسین قندی فقط درس نداد

رضاییان در بخشی از سخنانش به ویژگی‌های اخلاقی و کار حرفه‌ای زنده‌یاد حسین قندی اشاره کرد و گفت: حسین قندی فقط درس نداد. او همیشه لبخند می‌زند اما جدی بود. روزنامه‌نگار پویا خواهد ماند و افرادی مثل قندی از این دسته هستند. نسل قندی و روزنامه‌نگاری حرفه‌ای مبتنی بر روزنامه‌نگاری کشف بود نه روزنامه‌نگاری دریافت. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و روزنامه‌نگاری قندی یعنی روزنامه‌نگاری که عمیق باشد.

درباره‌ی حسین قندی چه باید گفت

مینو بدیعی – روزنامه‌نگار قدیمی – نیز در ادامه‌ی این بزرگداشت گفت: حسین قندی بهشت روزنامه‌نگاری را به بهای کار شبانه‌روزی، خلاقانه و استعدادش به دست آورده بود. درباره‌ی حسین قندی چه باید گفت، روزنامه‌نگاری که گویا روزنامه‌نگار به دنیا آمده بود. به جز سال‌های آخر عمر خود از این حرفه جدا نشد. حسین قندی یکی از بهترین همکلاسی‌های ما بود. فردی جدی، مستقل، اهل علم و قلم بود.

وی ادامه داد: حسین قندی در سال‌های نخستین روزنامه‌نگاری به کار در روزنامه‌ها پرداخت و بیش از ۴۰ سال در عرصه‌ی مطبوعات کار کرد. قندی همه‌ی زندگی‌اش به روزنامه‌نگاری وابسته بود. به استاد قندی فقط نباید بگوییم استاد تیتر، او استاد گزارش‌نویسی، مصاحبه و … هم بود و تا سال‌ها این نام و عنوان برای او باقی می‌ماند.

روزنامه‌نگاری در ایران چیزی جز کپی‌ کردن نیست

بدیعی با بیان اینکه حسین قندی در اوج کار خود به سلطان تیتر تبدیل شده بود، گفت: روزنامه‌نگاری در ایران چیزی جز کپی‌ کردن نیست. قندی تئوری را با عمل تطبیق داد. قندی به برکت خلاقیت، توانایی و مهارت‌اش به دانشگاه پیوست. قندی نشان داد که بدون آموختن علم روزنامه‌نگاری، کسی روزنامه‌نگار نخواهد شد. روزنامه‌نگاری علم و عمل در کنار هم است. روزنامه‌نگاری را باید در دانشگاه بیاموزیم و این علم را به روزنامه‌ها انتقال دهیم تا از دل آن افرادی مانند استاد قندی بیرون بیایند. ما نباید حسین قندی را با نام استاد تیتر بشناسیم، بلکه باید با نام روزنامه‌نگاری بشناسیم که جان خود را در این راه گذاشت.

نسل ما نسل عجیبی بود

در بخش دیگری از این مراسم محمد مهدی فرقانی ضمن تشکر قلبی از جامعه‌ی رسانه‌ای کشور گفت: واکنش جامعه‌ی رسانه‌ای به درگذشت حسین قندی خارج از انتظار ما بود. بسیاری از علمای علوم ارتباطات سرنوشت خود را در آیینه سرنوشت کسانی چون حسین قندی می‌بینند. نسل ما نسل عجیبی بود. دورانی که به ندرت برای روزنامه‌نگاران در دنیا اتفاق می‌افتد. ما در دورانی روزنامه‌نگاری می‌کردیم که لیست واژه‌های ممنوعه برای نوشتن داشتیم. دورانی که ممنوع‌القلم‌های فراوانی داشتیم. سال‌های ۵۶ و ۵۷ دوران خاصی در مطبوعات کشور بود. تب و تاب دوران ما در مطبوعات در هیچ کجا تجربه نشده است.

این مدرس ارتباطات در ادامه گفت: پیروزی انقلاب همه چیز را پیش‌بینی‌ناپذیر می‌کرد و نمی‌توانستیم برای لحظه‌های پر تب و تاب برای روزنامه‌ها مطلبی بنویسیم. سال‌های جنگ و دفاع مقدس و انتشار روزنامه در پناهگاه بخشی از خاطرات نسل ماست؛ خاطراتی که بی بر و برگرد تاریخ شفاهی ماست و باید نوشته شود. تدریس در دانشگاه برای نسل ما تجربه‌ای گرانبها بود. نسلی که بدون هیچ انتظاری همه زندگی خود را به پای روزنامه‌نگاری گذاشت و قلم خود را آغشته به خون نوشت. استاد معتمدنژاد و دکتر بدیعی حق بزرگی برای احیای رشته ارتباطات روزنامه‌نگاری بر گردن ما دارند. دغدغه‌ی نسل ما دغدغه‌ی مردم بود. روزنامه‌نگاری ما در طول ۱۷۸ سال گذشته هیچ‌گاه حرفه‌ای نشد هر چند بارقه‌هایی از حرفه‌ای شدن را تجربه کرد اما به دلیل شرایط اجتماعی و سیاسی شکوفا نشد.

وی در پایان کاری که قندی و امثال او کردند را به شعری از فریدون مشیری تشبیه کرد.

قندی قبل از نوشتن تیتر و لید، انرژی و لبخند را به ما آموخت

در بحشی از مراسم یادبود، محمد علی کریمی، از شاگردان حسین قندی متنی به شرح زیر را برای استادش قرائت کرد:

«با تو فقط باید خندید!

بیراه نیست اگر بگویم ما “روزنامه نگاری” را با لبخندهای او شروع کنیم. “اصول روزنامه نگاری” در ابتدای ترم سه، دروازه ورود ما به عرصه روزنامه نگاری و روزنامه نویسی بود. او اما قبل از تیتر و لید، انرژی و لبخند به ما آموخت و اعتماد به نفس تزریق کرد.

احترام کردن به دانشجویان در خون و رگ و پی‌اش بود. لباس مرتب می‌پوشید عطر می‌زد و شیک راه می رفت در عین حال خنده و لبخند زیبا از صورتش نمی رفت.

به همین سیاق، در “روزنامه نگاری تخصصی” هم که نشریه ای به عنوان کار عملی از هر دانشجو طلب می کرد، به زیبایی و گرافیک در کنار محتوا اهمیتی برابر می داد. به من گفت: حیف نیست که مجله‌ای تخصصی با این محتوای خوب را شیک نبسته‌ای!؟ و نمره ۱۷ داد.

سال ۷۲ با آسیه امینی و دوستان همکلاسی، نشریه‌ای را به عنوان نشریه دانشکده ارتباطات علامه آماده انتشار کردیم. یونس شکرخواه نامش را “نشانه” گذاشت و او تیتر سرمقاله‌اش را زد: ” آمدیم تا بمانیم”. چشمان آسیه و من برق زد! تیتر را از دل و جان مطلبی که نوشته بوذیم و قادر به کشف تیتر نبودیم، بیرون کشیده بود.

سال ۸۰ به دفتر دکتر ستاری فر، معاون رییس جمهور خاتمی و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای مشاوره و کمک به انتشار نشریه “برنامه” دعوتش کردم؛ سر وقت آمد. لبخند می زد و چون شکر خاطره می‌گفت. مشورتش یک جمله بود: “چرا من؟ پس کی می‌خواهید به کریمی و امثال او که شاگردان ما بوده اند اعتماد کنید؟…”

آن روز دوباره احساس کردم قد کشیدم و بارها پز دادم. چه پشتیبانی خوشمزه ای! حتی اگر اغراق بود.

در روزنامه “اخبار” برای رحلت حسین سرشار که او هم فراموشی گرفته بود تیتر زد:

“سرشار دیگر راه خانه را گم نمی کند”

سر کلاس چندین بار مثال زد مثل اینکه از این تیترش خوشش آمده بود. انگار نمی دانست چند سال بعد خود گرفتار همین تیتر می شود!

عصر جمعه لختی پس از شنیدن رفتنش، از خود تجریش تا هفت تیر و در حال رانندگی، همه سکانس‌هایم را با او مرور کردم و لبخند زدم. لبخندی که گویا از سویدای وجود او بر لبم نشسته بود.

حسین آقای قندی عزیز!

بر تو نمی شود گریست؛ با تو فقط باید خندید!

دوستدار و شاگردت

محمد علی کریمی»

در این مراسم همچنین ژاله صادقیان، تیترهای روزنامه‌نگاران در روزهای بعد از فوت حسین قندی را خواند و گفت، در این مدت روزنامه‌نگاران درس خود را به استاد خود پس دادند و در ادامه به تیترهایی مثل آقای تیتر، تیتر شد؛ قندی در قاب خاطره؛ سکوت تیتر برای آقای تیتر؛ تیتر آخر را خودت بنویس؛ این هرم وارونه نمی‌ماند و غیره اشاره کرد.

همچین یادنامه‌ای که به قلم نازیلا علوی، از شاگردان زنده‌یاد حسین قندی – ورودی سال‌ ۶۴ – نگارش شده بود، توسط ژاله صادقیان از طرف جمعی از دانشجویان علوم ارتباطات سال‌های ۶۲ تا ۶۵ قرائت شد که به شرح زیر است:

روی خط خبر …

آن روز قلم‌های خاموش هم خودی تکان دادند

جوهر که نبود! با اشک چشمانمان نوشتیم

از هر طیف و با هر نگاه، همه با هم در یک کلاس نشستیم. برگه امتحانی پیش رویمان بود

انگار آخرین امتحان درس روزنامه‌نگاری است. آخرین آزمون، تا دینمان را به استاد ادا کنیم. خواستیم بداند از آنچه آموختیم، حالا چه در چنته داریم.

صدها تیتر نوشتیم و به استاد درس پس دادیم

آقای تیتر تیتر شد

قندی در قاب خاطره

وقتی احساسش ترک برداشت

با تو فقط باید خندید

رودخانه دیگر راه نمی رود

سکوت تیتر به احترام آقای تیتر

تیتر آخر را خودت بنویس

این هرم وارونه نمی‌ماند

مرد تیترهای ایران درگذشت

برخی رفتنش را تیتر آخر کردند و برخی اهدای چشمانش را

اما … تیتر آخر چهار سال پیش رقم خورد، منتظر استاد نمانید، مسیرش دیگر خانه تا کوچه کتابی نیست

تیتری که نانوشته ماند!

به گزارش ایسنا، در بخشی از این مراسم، لوح سپاسی از طرف دکتر کاظمی دینان (رییس انجمن روابط عمومی ایران) به دختر حسین قندی اهدا شد.

مهسا قندی در سخنانی کوتاه شعری که همیشه برای پدرش می‌خواند را در میان حضار خواند.

منبع:ایسنا

 


 


 


 


 


[ad_2]

لینک منبع